میرزا فتحعلی اخوندزاده در سال ۱۸۱۲ در قفقاز از پدری تبریزی-رشتی و مادری مراغه ای بدنیا امد
پدرش مدتی در زمان ولیعهدی عباس میرزا کدخدای خامنه بود،او در شانزده سالگی شاهد بریده
شدن سرزمین قفقاز از ایران بود و ۵۰ سال از عمرش را در قفقازی که تحت حکمرانی روس ها بود
گذراند و در سال ۱۸۷۸ در تفلیس چشم از جهان فرو بست
او یکی از پیشگامان برجسته ناسیونالیسم جدید ایرانی و همچنین مبتکر اندیشه اصلاح خط و تغییر
الفبا در ایران و عثمانی است که بوسیله دوستی با طاهر منیف پاشا وزیر روشنفکر عصر تنظیمات
این ایده را در عثمانی منتشر ساخت
او به زبانهای فارسی،اذری،روسی و عربی تسلط کامل داشت و او را پیشگام نمایشنامه نویسی
و داستان پردازی اروپایی در مشرق میشناسند(از عثمانی تا ژاپن هر کس در این رشته ادبیات جدید
غربی گام نهاد دقیقا پس از او بوده)
مهمترین محورهای اندیشه او به قرار زیر است:
۱-کاشتن تخم غیرت و ناموس و ملت دوستی و وطن پرستی در مزرع ضمیر ایرانیان برای رسیدن
به اقتدار ملتی و شوکت دولتی
۲-ظلمت روحانی برافتد و اصلاح دین از راه پروتستانتیسم اسلامی محقق شود
۳-مشروطیت حکومت و حکومت قانون و حریت کامله و لیبرته و حقوق بشریت و آزادیت برای ملت
۴-سیاست و شریعت از یکدیگر بکلی تفکیک گردند و دین تصرفی در امور دنیایی نداشته باشد
۵-اصلاح خط و مرحله بعد تغییر الفبا از عربی به لاتین
۶-تشکیل محافل فراماسونی و فراموشخانه و همکاری دسته جمعی برای باسواد کردن و اگاهی
دادن به ملت
اخوندزاده :
"اگر چه علی الظاهر ترکم اما نژادم از پارسیان است،ارزوی من این است که ایرانیان بدانند
که ما فرزندان پارسیانیم"
"... وطن ما که ایران است و زبان فارسی که شیرین ترین زبانهای دنیاست"
"وطن ما ایران است و غیرت و ناموس و بلند همتی و علوی طلبی تقاضا میکند که تعصب
ما درحق همجنسان و همزبانان و هموطنان باشد نه درحق بیگانگان و راهزنان و خونخواران
ما را شایسته ان است که اسناد شرافت بر خاک وطن مینونشان خود بدهیم نه بر خاک
دوزخ صفت و ذات الهب اجنبیان،نیاکان ما عدالت پیشه و فرشته کردار بودند ما فرزندان
ایشان نیز در این شیمه حمیده باید پیروان ایشان شویم نه پیروان راهزنان و اهرمنان..."
"ای کاش به ایران نیامدی و احوال این ملت را ندیدمی، جگرم کباب شد . ای ایران کو آن
شوکت و سعادت باستانی به عهد پادشاهان بزرگ تو؟ اگر چه ان شوکت و سعادت در جنب
شوکت و سعادت حالیه ملل فرنگستان و ینگی دنیا به منزله شمع است در مقابل افتاب
لیکن نسبت به حالیه ایران مانند نور است در مقابل ظلمت
ان زمان که پادشاهان تو به پیمان فرهنگ عمل می کردند مشرق و مغرب فرمانبردار انان
بود و نسبت به ان عصر که هنوز علوم و صنایع را ترقی زیاد نبود قواعد سلطنت فارس
بسیار زیاد بود و برای هر امری قاعده ای مقرر داشتند..."