وقتی بنا باشد ملتی بطور جدی با دشمن روبرو نشود،تا اخرین نفس نجنگد و بعد از مغلوب شدن سرسختی و مخالفت نکند بلکه تسلیم اسکندر شود و اداب یونانی را بپذیرد،اعراب که می ایند درزبان عربی کاسه گرم تر از آش شده صرف و نحو بنویسد یا کمر خدمت برای خلفای عباسی بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند،در مدح سلاطین ترک چون محمود غزنوی آبدارترین قصاید را بگوید،غلام حلقه بگوش چنگیز و تیمور و خدمتگزار و وزیر فرزندانش گردد یعنی هر زمان به رنگ تازه وارد در امده به هر کس و ناکس تعظیم و خدمت کند دلیل ندارد که نقش و نام چنین مردمی از صحنه روزگار برداشته شود،سرسخت های یک دنده و اصولی ها هستند که در برابر مخالف و متجاوز می ایستند و به جنگش می روند یا پیروز می شوند ویا احیانا شکست می خورند ...
مهم نیست چه کسی این جملات را نوشته است،مهم این است که اگر صادق باشیم تا حدی درست
هستند،ما ایرانیان در طول تاریخ در مقابل دشمنانمان اتحاد و جدیت لازم را نداشته ایم،نه درمقابل
هجوم اعراب و نه در مقابل کوچ ها و تجاوزات اقوام صحرانشین آسیای میانه و نه در مقابل وحشیگریهای
مغولان،البته همیشه گروهها و افراد مختلفی بودند که در برابر تجاوز و تعدی به ایران واکنشهایی نشان
داده اند اما هیچگاه بصورت متحد و با قدرت کافی با دشمنانمان رودررو نشده ایم ،بطور کلی یا با کوچک
شمردن و بی تفاوتی با موضوع برخورد کرده ایم یا به تحقیر و خوارشمردن دشمن پرداخته ایم
حمله اعراب به ایران و نابودی و مبارزه با هر نماد و فرهنگ ایرانی واقعیت است،کوچ و تجاوز اقوام مهاجم
ترک و تاتار و ترکمن به فلات ایران واقعیت است،کشت و کشتار و نابودی زیرنباهای بنیادی ایران به دست
مغولان واقعیت است، همانطور که تجاوز روسها به ایران و نیمه مستعمره شدن ایران به دست انگلیسیان
نیز واقعیت است اما واقعیت دیگری نیز وجود دارد که مربوط به طرف دیگر است یعنی ما،این ما بودیم که
اجازه دادیم آنها این بلاها را بر سر فرهنگ و سرزمینمان بیاورند،هربار در این تجاوزات و تهدیدات این ما
بودیم که پیروز نشده ایم . دشمن کم یا زیاد در هر عصری و برای هر ملتی وجود دارد مهم نوع برخورد و
جدیت آن ملت(و نه فقط حکومت وقت)در برابر تجاوز و تجاوزگر است.
به گمان من در تمام آن تجاوزات این دشمنان نبودند که پیروز شدند بلکه ما بودیم که جدیت و عزم قوی
نداشتیم و شکست را پذیرفتیم و گرنه در ۸ سال جنگ تحمیلی نشان دادیم که دشمن هرچقدر هم قوی
باشد و متحدان فراوانی داشته باشد و اوضاع ایران هم هرچقدر بهم ریخته باشد،اما اگر بخواهیم میتوانیم
پیروز باشیم.
در مورد دشمنان تاریخی و داخلی ایران یعنی تجزیه طلبان و بیگانه گرایان هم که در گذشته وجود داشته
اند و در اینده هم وجود خواهند داشت این امر صادق است، یعنی با وجود تمام امکانات،موقعیتها و
نیروهای فراوانی که ایران دوستان دارند اگر ایران ستیزان و بیگانه پرستان موفق به رسیدن
به خواسته های خود شوند، این نشان دهنده برتری و پیروزی آنها نیست، بلکه نشان دهنده
ناتوانی،سستی و عدم جدیت ما برای دفاع از سرزمینمان است.